هاتف free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
جناب شیخ رجبعلی خیاط به هنگام دفن جوانی می گوید: دیدم که حضرت موسی بن جعفر (ع) آغوش خود را بر جوان گشود، پرسیدم این جوان آخرین حرفش چه بود؟ گفتند:
منتظران را به لب آمد نفس ای شه خوبان تو به فریاد رس
علی اکبر علیه السلام
اباالفضل العباس علیه السلام
ابا عبدالله الحسین علیه السلام

نشست آناپوليس؛
پيك نيك سياسي براي آن هايي كه فقط به تماشا رفته اند!
از اين دو جمله چه برداشتي مي كنيد؟!
· اعراب نبايد در مذاكرات فلسطيني ها و اسرائيلي ها مداخله كنند.
· ابومازن نمي تواند تصميم گيرنده نهايي باشد؛ چون نماينده تمام مردم فلسطين نيست.
از جمع اين دو جمله در كنار هم، به اين نتيجه مي رسيم كه نشست آناپوليس، كارناوالي يك روزه است كه نمايندگان 48 كشور جهان از جمله 16 كشور عربي به آن دعوت شده اند تا فقط شاهد قرائت بيانيه از پيش تعيين شده آمريكا باشند؛ تا بدينوسيله آمريكا سرپوشي بر ناكامي هاي خود در منطقه گذاشته باشد و اين آخرين قدم بوش در راه حمايت از رژيم اشغالگر صهيونيستي قبل از خروج از كاخ سفيد است.
اجلاسي كه هيچ نفعي براي فلسطينيان ندارد و صرفاً در جهت تحكيم رژيم نامشروع اسرائيل و پيشبرد سياست هاي يك جانبه آمريكا در خاورميانه برگزار مي شود.
در اين ميان رژيم صهيونيستي توانست حيله گرانه سطح منازعه خود را از اعراب به فلسطين و به يك كشور محدود كند و سردمداران اين رژيم اظهار مي كنند كه اسرائيل يك كشور يهودي است. و اين بدان معناست كه مذاهب ديگر اعم از مسيحي و مسلمان در اين سرزمين جايي ندارند و مي توان دريافت كه طرح ايجاد يك كشور يهودي-اسرائيلي مقدمه اخراج و آواره كردن بقيه مذاهب و اقوام فلسطيني است.
پذيرش يهودي بودن اسرائيل از سوي فلسطينيان كه فراتر از به رسميت شناختن اين رژيم است؛ به معني پايان بحث بازگشت آوارگان و همچنين در ابهام قرار گرفتن سرنوشت نزديك به 5/1 ميليون فلسطيني ساكن اراضي سال 48 خواهد بود.
شرايطي كه در آناپوليس بر فلسطينيان تحميل خواهد شد، عبارت است از:
پذيرش موجوديت اسرائيل؛ دادن تعهد جهت مبارزه با تروريسم و متوقف نمودن خشونت و برقراري دولت فلسطين به جاي دولت تشكيلات خودگردان بدون هيچ تغيير اساسي و مرزبندي موقت.
متقابلا اسرائيل حق فلسطين در ايجاد دولت جديد را مي پذيرد.
همه اين ها در بيانيه امروز آناپوليس خواهد آمد؛ البته در ميان انبوهي از جملات زايد.
ولي آنچه آفريننده همه موفقيت هاست؛ مقاومت است.
مقاومت اسرائيل را متزلزل كرد و جنوب لبنان و غزه را آزاد ساخت و اينك راه آزادسازي كرانه باختري و بيت المقدس و سرزمين هاي 48 را مي پيمايد.
سرنوشت فلسطين را فرزندان فلسطين در خاك فلسطين رقم خواهند زد.
مسئله فلسطين، مسئله تمام جهان اسلام است.
*******
پي نوشت 1: نشست آناپوليس خزان زده است.
پي نوشت 2: جاناتان استيل؛ مقاله نويس روزنامه گاردين:
مسئله اين است كه اگر آناپوليس شكست بخورد، چه خواهد شد؟
فلسطيني ها، جنگ مسلحانه را در دهه 70 قرن گذشته تجربه و در دهه 80 با اسرائيل مصالحه كردند و امتيازهاي قابل توجهي دادند.
در دهه 90 عمليات انتحاري را در دستور كار قرار دادند؛ مذاكرات زيادي شد؛ اما به دليل فقدان اراده لازم نزد دولت هاي عربي و حمايت بي چون و چراي آمريكا و اروپا از اسرائيل؛ توسط تشكيلات خودگردان به عنوان پليس غير رسمي اسرائيلي، كنترل شدند.
و اينك مقاومت ...
بر جاي نخواهد نشست.
محمد مهدي محمديان
استجابت يعني اين كه دستت خالي برنگرده! طلب كردي يه چيزي رو؛ نگذاشتن دست خالي برگردي. حالا اون چيزي رو كه خواستي دادن يا نه، يه چيز ديگه دادن. مهم اينه كه نگذاشتن دستت خالي بمونه.
مثلا پدر ما، خداوند رحمتش كنه، مرد بسيار بزرگوار و عالمي بود؛ به من گفت بريد از فلاني، فلان كتاب رو بگيريد. رفتم در خونه اون شخص، گفتم فلان كتاب رو پدرم خواستند. رفت و برگشت، گفت اون كتاب نيست؛ اون رو ندارم. به من يك تسبيح داد و گفت به پدرتون بگيد اون كتاب رو نداشتم ولي اين تسبيح سوغات مشهد هست.
اون شخص خواسته من رو استجابت كرد. استجابت يعني اين.

اگر اون چيزي رو كه خواستي بهت ندادن بدون يه حكمتي هست. اين قدر روي خواسته هاتون اصرار نكنيد.
في المثل يك كشاورزي هست؛ ديم كاشت مي كنه. زمين رو شخم زده؛ بذر رو پاشيده؛ كار ها رو انجام داده؛ حالا منتظر باران هست. دست به دعا برداشته كه باران بياد. اگر باران نباره كشتش مي سوزه! زندگيش از اين راه ميگذره. از فروش محصولش.
حالا يكي ديگه هم هست كه كارش خشت زنيه. خشت مي زنه، مي گذاره جلوي آفتاب تا خشك بشه و ببره بازار بفروشه. اون هم از اين طريق امرار معاش مي كنه. اون هم خشت زده؛ آماده گذاشته كه خشك بشه. دست به دعا برداشته كه دو سه روز باران نباره تا خشت ها خشك بشن.
حكمت هست توي كار! دعاي من و شما هم از همين قماش هست.
اين دعايي كه مي كنيد، يا به خودتون مي دن اون چيزي رو كه خواستين توي همين دنيا؛ يا بهتون اون دنيا مي دن؛ يا يه چيزي بهتر مي دن؛ يا نه، مي دن به يكي از نسلتون. حكمتي هست!
درسته كه ارحم الراحمين هست خدا؛ ولي از اين چهار تا گناه رد نمي شه! نمي گذره!
نخوندن نماز؛ كشتن نا حق يه انسان؛ حقوق والدين؛ بردن آبرو!
برگرفته از صحبت هاي حضرت حجه الاسلام و المسلمين فاطمي نيا
پي نوشت: مي گن كه نگاه نكن به اين كه كي داره حرف مي زنه؛ به حرفش گوش كن ببين چي مي گه. اگه حق بود عمل كن. البته جاي ديگه هم مي گن نگاه كن و ببين كي داره حرف مي زنه؛ ممكنه كه منافق باشه و قصدش از گفتن حرفش فقط تفرقه و نفاق باشه؛ حتي اگه حرف حق بزنه!
اينم قصة منه؛ نگاه نكن كه يكي كه خودش گيره، حرف مي زنه! به حرفي كه مي زنه گوش بده. اين حرفا نقل قوله. البت يه خورده توش دست بردم؛ يعني يه خورده از اون چيزايي كه جاهاي ديگه شنيدم رو هم بهش اضافه كردم.
حالا بقيه اش ديگه پاي خودت؛ چون بازم مي گن: اگه يه چيزي رو شنيدي و بهش علم پيدا كردي؛ تكليفش به گردنته! حالا مي خواي عمل كن؛ مي خواي هم عمل نكن. ولي بايد جواب پس بدي!
حرفاي قشنگي بود؛ خيلي قشنگ! وقتي كه علم پيدا كني نسبت به چيزي؛ پشت بندش تكليفش به گردنته! خدا كنه بتونيم به معلوماتمون عمل كنيم. عالم بي عمل مانند ...
اول:
پيغمبر فرمود: هر كس كه دوست داره مثل من زندگي كنه و مثل من بميره؛ بعد از من ولايت علي بن ابي طالب و فرزندانش رو بپذيره. لازم نمي بينم واسه دوستان ولايت رو توضيح بدم. ماشاالله همه اهل فضل هستن! در ضمن، زندگي كردن مثل پيغمبر و مردن مثل اون حضرت عين سعادته!

دوم:
حساب وهابي ها از باقي اهل سنت جداست. خيلي از اهل سنت هستن كه محب اهل بيتند. ولي سند هست كه علماي اهل سنت معذور نيستن در قيامت!
دو جا در قرآن اومده كه جميع مفسرين، سني و شيعه، نظرشون بر اينه كه اين آيات ( « ان جاءکم فاسق بنبأ فتبينوا » و « افمن کان مومنا کمن کان فاسق » ) در مورد وليد بن عقبه هست! يعني آدمي كه خدا ميگه فاسقه! حالا چرا اهل سنت بازم ميگن رضي الله عنه ... ؟!
سوم:
كجاي سيره اهل بيت غضب هست؟! پرخاش گري هست؟! اگر پيرو اهل بيت هستيم تصميم بگيريم از همين حالا غضب، پرخاش گري، تندخويي و بد اخلاقي رو كنار بذاريم! تا وقتي كه غضب رو از خودمون دور نكنيم، به هيچ جا نمي رسيم!
چكيده اي از صحبت هاي حضرت حجه الاسلام و المسلمين فاطمي نيا؛ همراه با تصرف و تلخيص
پي نوشت اول:
پي نوشت دوم تقريباً يه قسمتي از يه نظر هست كه تو بلاگ بر و بچ نوشتم!
پي نوشت دوم:
شنيدي؟ ميگن خواستن توانستن است! تو بخواه؛ به خدا توكل كن؛ واسش تلاش كن؛ بهش مي رسي!
آخ آخ آخ آخ! ولي می دونی این خواستن و نتونستن مال چه وقتی هست؟!
ماله اون موقعیه که دستمون از این دنیا کوتاهه! رفتیم دیار باقی! اون موقع هست که فقط یه عکسیم توی یه قاب که نمی تونه کاری کنه! اون موقع هست که حسرت می خوریم! می خوایم یه کاری بکنیم ولی نمیشه!
«می خواست حداقل لبخندی به لب داشته باشد اما لبانش خشکید بود .یادش افتاد کاش وقتی عکاس گفت بگو " سیب " از دنیا گله نمی کرد.»
این ماله اون موقعی هست که اعمال خوبمون کمه! می گیم کاش تو دنیا یه کاری می کردیم! خدایا میشه برگردیم تو دنیا یه کار خوب بکنیم؟!
خدا هم میگه نه! شرمنده! کوپن شما باطل شده!
پس تا جایی که می تونیم اینجا قد بکشیم که تو اون دنیا از سن رشدمون خیلی وقته گذشته! تو این روزا، تو این شبا! قد بكشيم! قدرشون رو بدونیم! قدر خودمون رو هم بدونیم! شهيد مظلوم مي گفت بهشت رو به بها ميدن؛ نه به بهانه! من كه نه بها دارم نه بهانه بلدم بگيرم! ولي قدرشون رو بدونيم!
امروز يه اتفاق جالب برام پيش اومد!
استاد فخرالديني رو تو تاكسي ديدم! ونك سوار ماشين شد و تا فاطمي با هم، هم مسير بوديم!
از ماشين كه پياده شديم، رفتم جلو و سلام كردم و گفتم كه خوشحال هستم كه ايشون رو از نزديك ديدم. اول فكر كرد كه من از دانشجوهاش هستم؛ بعد ازم پرسيد چي مي خوني؟ گفتم مهندسي نرم افزار؛ گفت پسر من هم نرم افزار خونده! الان هم محل كارش فلان جاست و آدرس داد. من هم تشكر كردم.
يه دفعه شبكه چهار داشت داستان زندگيش رو پخش مي كرد؛ من هم اتفاقي ديدم!
شايد ايشون رو نشناسين! استاد فخرالديني عكاس و طراح هستن؛ از بزرگترين اساتيد چهره نگاري كشور! در كل خيلي آدم با حاليه!


دست هاي ميكائيل پر بود از نان؛ از روزي؛ از هزاران خوراك و خوردني! اما چشم هاي آدم هميشه نگران بود و دست هايش خالي و دهانش باز! ميكائيل به خدا گفت: خسته ام از اين آدم كه هيچوقت سير نمي شود! خدايا! چه قدر نان لازم است تا آدم سير شود؟ چه قدر؟!
خداوند به ميكائيل فرمود: آن چه آدم را سير مي كند، نان نيست؛ نور است! تو مأموري تا نان بياوري؛ اما نور تنها نزد من است؛ و تا هنگامي كه آدمي به جاي نور، نان مي خورد؛ گرسنه خواهد ماند!
ميكائيل راز نان و نور را به فرشته اي گفت و او نيز به فرشته اي ديگر؛ و هر فرشته به فرشته اي ديگر تا آن كه تمام هفت آسمان اين راز را دانستند و تنها آدم بود كه نمي دانست! اما راز ها سر مي روند و راز نان ونور هم سر رفت و آدم در جست و جوي نور برآمد. اما آدم كه هميشه شتاب مي كند، براي خوردن نور هم شتاب كرد و نفهميد كه نوري كه آدم را سير مي كند نه در فانوس است؛ نه در شمع و نه در ماه و ستاره! او ماه را خورد! ستاره ها را يكي يكي بلعيد! اما باز هم گرسنه بود!
خداوند به ميكائيل فرمود: سفره اي پهن كن. كلام، عشق و هدايت را بر آن بگذار. هر كس بر اين سفره نشيند، سير خواهد شد!
سفره خدا گسترده شد؛ از اين سر تا آن سر هستي! آدم ها آمدند و رفتند، از وسط سفره گذشتند و گاه بر آن پا گذاشتند. خيلي ها گرسنه آمدند و رفتند! گاهي، فقط گاهي كسي بر سر اين سفره نشست و لقمه اي از نور برگرفت و جهان از بركت همان لقمه روشن شد! و گاهي، فقط گاهي كسي بر سر سفره عشق، تكه اي از آن چشيد و جهان رونق گرفت! و گاهي، فقط گاهي كسي بر سر اين سفره جرعه اي هدايت نوشيد و چنان سرمست شد كه تا انتهاي بهشت دويد!
و هنوز هم ميكائيل، با خستگي قرن ها بر دوش، نان قسمت مي كند؛ آدم ها چنگ مي زنند و نان را از او مي گيرند؛ اما دور سفره خدا هنوز هم خلوت است ... !
نويسنده: ناشناس!!!
پي نوشت اول :
به به! آفرين! چه كار خوبي مي كني شما! روزه مي گيري! عبادت مي كني! اين خيلي خوبه ها! اين كه شما روزه بگيري! اين كه به ياد خدا باشي! آخه خيلي بده كه عالم و آدم حمد و ثناي خدا رو بگن؛ بعد يه عده اي بشينن يه گوشه و تماشا كنن!
خوبه! ادامه بده! عبادت كن! نماز بخون! روزه بگير! زندگي كن! نه حلال خدا رو حروم كن؛ نه حروم خدا رو حلال! ياد خدا باش! براي خدا كار كن! براي خدا زحمت بكش! چي بهتر از اين كه آدم براي خدا كار كنه؟! صاحب كاره آدم خدا باشه؟! خوب؛ از اين بهتر كه نمي شه! اجر و مزدشم بيشتره! اصلاً فرق مي كنه! جنسش يه چيزه ديگه هست! متفاوته!
براي خدا كار كني خيلي بهتره! خدمت به خلق خدا خوبه؛ ولي وقتي خوبه كه براي خدا باشه! خيلي خوبه ها! براي خدا! به نيت رضاي خدا! اين خيلي خوبه! آفرين!
روزه بگير! نماز بخون! عبادت كن! بدون حلال چيه! حروم چيه! نه حلال خدا رو حروم كن؛ نه حرومش رو حلال! واجبات دين رو بشناس! به اونا عمل كن! محرمات رو هم ياد بگير! از اونا دوري كن! زندگي كن! كار كن! زحمت بكش! به ياد خدا هم باش! براي خدا كار كن! براي قرب الهي!
پي نوشت دوم :
شب هاي قدر از هزار ماه بهتره!
اين روزها، از اون روزهاست! از اونايي كه با بقيه خيلي فرق داره! از اون روزهايي كه اگه دير بجنبي بايد صبر كني تا سال بعد كه دوباره بياد! البته يه فرجه هايي هم هست ... ؛ ولي آدم عاقل نقد رو ول مي كنه نسيه رو مي چسبه؟! نه! يه همچين كاري مي كنه؟! تازه اونم شرط داره! كه زنده باشي يا نه! چه برسه به اين كه ... ! بله!
يه صداي آشنا؛ يه سفره پر مهر و بركت!
حالا دست هامون رو چه شكلي به اين سفره برسونيم و يه بهره اي ببريم؟!
خدا كنه قدرش رو بدونيم! قدر شب هايي كه از هزار ماه بهتره!
پي نوشت سوم :
شرمنده! خيلي طولاني شد!
به آرامي آغاز به مردن مي كني!
اگر سفر نكني،
اگر چيزي نخواني،
اگر به اصوات زندگي گوش ندهي،
اگر از خودت قدرداني نكني.
به آرامي آغاز به مردن مي كني!
زماني كه خودباوري را در خودت بكشي،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك بكنند.
به آرامي آغاز به مردن مي كني!
اگر برده عادات خود شوي،
اگر هميشه از يك راه تكراري بروي ...
اگر روزمرگي را تغيير ندهي،
اگر رنگ هاي متفاوت به تن نكني،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكني.
تو به آرامي آغاز به مردن مي كني!
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايي كه چشمانت را به درخشش وا مي دارند
و ضربان قلبت را تندتر مي كنند دوري كني ...
تو به آرامي آغاز به مردن مي كني!
اگر هنگامي كه با شغلت با عشقت شاد نيستي، آن را عوض نكني،
اگر براي مطمئن در نا مطمئن خطر نكني،
اگر وراي رؤياهايت نروي،
اگر به خودت اجازه ندهي
كه حداقل يك بار در تمام زندگيت وراي مصلحت انديشي بروي.
امروز زندگي كن!
امروز مخاطره كن!
امروز كاري بكن!
نگذار كه به آرامي بميري ...
شادي را فراموش نكن!
پابلو نرودا
پی نوشت ۱ عکس: فرشته مرگ!
پي نوشت ۲ فرشته مرگ پريد! تموم!
نیازی نیست که از خارج به زندگی نظر شود تا عجیب و غریب بودنش فوراً آشکار گردد. کافی است که به یاد همه انتظاراتی بیافتیم که از زندگی داریم تا به کنه آن پی ببریم و عجیب بودن آن را دریابیم و به این نتیجه برسیم که شاید انسان را اشتباهاً وارد دنیایی کرده اند که ابداً به او تعلق ندارد و برای آن ساخته نشده است.
انسان قیافه ای غرورآمیز به خود می گیرد و در کمال متانت و وقار اعلام می دارد: « هرگز تکرار نخواهد شد! » خوب، اگر به قول خود وفا کند، تکلیف قیافه غرورآمیز چه می شود؟ برای حفظ و جاودانی کردن چنین قیافه ای باید این امکان باشد که انسان به تواند سوگندش را تکرار کند؛ و از طرف دیگر، زمان برای او آن چیز غیرقابل درکی که هرگز توقف نمی کند نیست. برای او زمان باز می گردد. فقط برای او!